تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢
است كه آنها قومى بىاطلاع و ناآگاهند» «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ».
بنابراين، اگر درهاى كسب آگاهى به روى آنها باز گردد، اين اميد مىرود كه از بتپرستى كه زائيده جهل و نادانى است خارج شوند، و به راه توحيد و خداپرستى كه مولود علم و دانش است، گام بگذارند.
در منابع شيعه و اهل سنت نقل شده كه يكى از بتپرستان پس از الغاى پيمان آنها، به على عليه السلام گفت:
اى فرزند ابوطالب، اگر كسى از ما بعد از گذشتن اين چهار ماه بخواهد پيامبر را ملاقات كند و مسائلى را با او در ميان بگذارد و يا سخن خدا را بشنود، آيا در امنيت خواهد بود؟!
على عليه السلام فرمود: آرى؛ زيرا خداوند فرموده: «وَ انْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِيْنَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ ...». «١»
و به اين ترتيب، سختگيرى فوقالعادهاى كه از آيه اول استفاده مىشود، با نرمشى كه در آيه دوم به كار رفته، تعديل مىگردد، و راه و رسم تربيت همين است كه هميشه شدت عمل را با نرمش بياميزند و از آن معجونى شفابخش بسازند.
***
نكتهها:
١- منظور از «أَشْهُر حُرُم» در اينجا چيست؟
گر چه مفسران در اين باره بسيار صحبت كردهاند، ولى با توجه به آيات گذشته ظاهر اين است كه منظور از آن، همان چهار ماه مهلت است كه براى