تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠
قتل برسانيد»! «فَإِذَا انْسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ». «١»
سپس مىفرمايد: «آنها را بگيريد و اسير كنيد»! «وَ خُذُوهُمْ».
«و آنها را در حلقه محاصره قرار دهيد»! «وَ احْصُرُوهُمْ».
«و در هر نقطهاى در كمين آنها بنشينيد و راهها را بر آنها ببنديد»! «وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ». «٢»
در اينجا چهار دستور خشن در مورد آنها ديده مىشود: بستن راهها، محاصره كردن، اسير ساختن، و بالاخره كشتن و ظاهر اين است كه چهار موضوع به صورت يك امر تخييرى نيست، بلكه با در نظر گرفتن شرايط محيط، زمان، مكان و اشخاص مورد نظر، بايد هر يك از اين امور كه مناسب تشخيص داده شود، عملى گردد.
اگر تنها با اسارت، محاصره كردن و بستن راه بر آنها در فشار كافى قرار مىگيرند از اين راه بايد وارد شد.
و اگر چارهاى جز قتل نبود، كشتن آنها مجاز است.
اين شدت عمل به خاطر آن است كه برنامه اسلام ريشهكن ساختن بتپرستى از روى كره زمين بوده، و همان طور كه سابقاً نيز اشاره كردهايم، مسأله آزادى مذهبى، يعنى ترك اجبار پيروان مذاهب ديگر براى پذيرش اسلام، منحصر به اديان آسمانى و اهل كتاب مانند يهود و نصارى است، و شامل بتپرستان نمىشود؛ زيرا بتپرستى مذهب و آئين نيست كه محترم شمرده