تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٧
يكى از خاندان او ابلاغ گردد.
در حالى كه:
اولًا- در طرق متعددى تصريح شده كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: جبرئيل براى من اين دستور را آورده، و يا چنين مأموريتى پيدا كردهام.
ثانياً- در بعضى از طرق اين احاديث كه در بالا ذكر شد مىخوانيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: اگر تو اين كار را نكنى من خودم بايد اقدام به اين كار كنم مگر «عباس» عموى پيغمبر يا يكى ديگر از بستگان او در ميان مسلمانان وجود نداشتند كه اگر على عليه السلام نرود بايد شخص پيامبر صلى الله عليه و آله اقدام به اين كار كند؟
ثالثاً- براى اصل اين موضوع كه عادت عرب چنين بوده است هيچ گونه مدركى ذكر نكردهاند، و چنين به نظر مىرسد: حدس، تخمين و گمانى براى توجيه حديث فوق، طبق ميل خود بوده است.
رابعاً- در بعضى از طرق معتبر اين حديث جمله «لا يَذْهَبُ بِها الَّا رَجُلٌ مِنِّى وَ أَنَا مِنْهُ» يا مانند آن آمده است كه نشان مىدهد: پيامبر على عليه السلام را همچون خودش و خويش را همچون او مىدانست (همان مضمونى كه در آيه مباهله آمده است). «١»
از آنچه در بالا آورديم چنين نتيجه مىگيريم: اگر تعصبها و پيشداورىها را كنار بگذاريم پيامبر با اين كار، برتر بودن مقام على عليه السلام را از همه صحابه مشخص ساخته است، «انْ هذا الَّا بَلاغٌ»!
***