تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦
در اصل آن ايرادى ندارد.
مطابق بعضى از روايات كه از طرق اهل تسنن وارد شده «ابوبكر» پس از آن كه از منصب ابلاغ اين آيات عزل شد، به عنوان امير الحاج به «مكّه» آمد، و بر امر حج نظارت داشت.
توضيح و بررسى:
اين حديث به روشنى فضيلت بزرگى را براى على عليه السلام اثبات مىكند، ولى متأسفانه مانند ساير احاديثى كه از اين گونه است، مورد بىمهرى قرار گرفته، و جمعى تلاش و كوشش مىكنند آن را يا به كلى از ارزش بياندازند، و يا از اهميت آن بكاهند، و براى اين كار راههائى انتخاب كردهاند!:
١- گاهى مانند، نويسنده «المنار» از ميان احاديث مربوط به اين قسمت، تنها آن احاديثى را انتخاب كردهاند كه درباره نظارت «ابوبكر» بر مراسم حج سخن مىگويد، ولى درباره گرفتن سوره «برائت» از او و گفتارى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله درباره على عليه السلام فرمود سكوت اختيار كردهاند!
در حالى كه سكوت قسمتى از احاديث از اين موضوع، دليل بر آن نمىشود كه آن همه احاديث را كه در اين باره بحث مىكند، ناديده بگيرند، روش تحقيقى ايجاب مىكند كه همه احاديث را مورد توجه قرار دهند، هر چند بر خلاف ميل و پيشداورىهاى آنها باشد.
٢- زمان ديگرى به تضعيف سند بعضى از احاديث مانند حديثى كه به «سِماك» و «حَنَش» منتهى مىشود، پرداختهاند (همانند همان مفسر مذكور).
در حالى كه اين حديث يك طريق و دو طريق ندارد، و راوى آن منحصر به «سِماك» و «حَنَش» نيست، بلكه به طرق متعدد در كتب معتبر آنان آمده است.
٣- و زمانى به توجيههاى شگفتانگيزى درباره متن حديث پرداختهاند، مثل اين كه گفتهاند: اگر پيامبر صلى الله عليه و آله مأموريت ابلاغ سوره را به على عليه السلام داد، به خاطر اين بوده كه بنا به عادت عرب لغو پيمانها بايد به وسيله خود شخص يا