تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥
او داد». «١»
ى- «محب الدين طبرى» اهل سنت در كتاب «ذخائر العقبى» از «ابوسعيد» يا «ابوهريرة» چنين نقل مىكند: رسول اللَّه صلى الله عليه و آله «ابوبكر» را مأمور نظارت بر امر حج كرد هنگامى كه به سرزمين «ضَجْنان» رسيد، صداى شتر على عليه السلام را شنيد، آن را شناخت، و به سراغ او آمده و گفت: براى چه آمدى؟
گفت: خير است، پيامبر صلى الله عليه و آله سوره «برائت» را با من فرستاده است، هنگامى كه «ابوبكر» بازگشت (و از تغيير اين رسالت اظهار نگرانى كرد) پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: لا يُبَلِّغُ عَنِّى غَيْرِى أَوْ رَجُلٌ مِنِّى يَعْنِى عَلِيّاً: «هيچ كس از طرف من جز خودم نبايد ابلاغ كند، مگر كسى كه از من است، منظورش على عليه السلام بود». «٢»
در روايات ديگر تصريح شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله شتر مخصوص خود را به على سپرد تا بر آن سوار شود و به «مكّه» برود و اين دعوت را ابلاغ كند، در وسط راه هنگامى كه «ابوبكر» صداى شتر را شنيد شناخت.
اين حديث با آنچه در بالا ذكر شد، در واقع يك مطلب را مىرساند، و آن اين كه شتر، شتر مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه در آن موقع در اختيار على عليه السلام قرار داده بود، زيرا مأموريت او مأموريت مهمى بود.
در بسيارى ديگر از كتب معروف اهل سنت اين حديث گاهى به صورت مسند، و گاهى به صورت مرسل نقل شده است، و از احاديثى است كه هيچ كس