تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦
هجرت، اسلام را از شكل منطقهاى بيرون آورد، و در شكل جهانى قرار داد.
و جهاد، به مسلمانان آموخت كه اگر تكيه بر قدرت نكنند، دشمنانى كه پايبند منطق و حرف حساب نيستند، هيچ گونه حقى براى آنها قائل نخواهند شد!
هم اكنون براى نجات اسلام از بنبستها و شكستن موانع مختلفى كه دشمنان از هر سو در برابر آن ايجاد كردهاند، راهى جز احياى اصل «هجرت» و «جهاد» نيست.
هجرت، صداى آنها را به گوش جهانيان مىرساند و دلهاى آماده و نيروهاى سازنده و اقوامى را كه تشنه حق و عدالتند در اختيار آنها مىگذارد.
و جهاد، به آنها حركت و حيات مىبخشد و مخالفان لجوجى را كه جز منطق زور بگوششان فرو نمىرود از سر راه خود بر مىدارد.
در اسلام چند هجرت واقع شده:
هجرت مسلمانان «مكّه» به «حبشه» كه هم بذر اسلام را در بيرون جزيره عرب پاشيد و هم سنگرى براى مسلمانان معدود نخستين در برابر فشار شديد دشمن بود.
هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان نخستين به «مدينه».
اين مهاجران كه گاهى از آنها به مهاجرين بدر تعبير مىشود، اهميت فوقالعادهاى در تاريخ اسلام دارند؛ زيرا به ظاهر به سوى يك آينده كاملًا تاريك حركت كردند، و در حقيقت براى خدا از همه سرمايههاى مادى خود چشم پوشيدند.
اين مهاجران كه از آنها به «المهاجرون الأَوَّلون» تعبير مىشود، در حقيقت سنگ زير بناى كاخ پر شكوه اسلام را تشكيل داده بودند، و قرآن از آنها با عظمت خاصى سخن مىگويد؛ چرا كه از فداكارترين مسلمانها محسوب