تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٣
قرار ده، فديه را بپرداز!
عباس از اين موضوع سخت در تعجب فرو رفت.
گفت: چه كسى اين خبر را به تو داده؟ (در حالى كه كاملًا محرمانه بوده است).
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: جبرئيل از طرف خداوند.
عباس گفت: سوگند به كسى كه محمّد صلى الله عليه و آله به آن سوگند ياد مىكند، هيچ كس جز من و همسرم از اين راز آگاهى نداشت، سپس گفت: «أَشْهَدُ أَنَّك رَسُولُ اللَّهِ» و مسلمان شد.
همه اسيران «بدر»، پس از آزادى به «مكّه» باز گشتند، جز «عباس»، «عقيل» و «نَوفل» كه قبول اسلام كردند، در «مدينه» ماندند، و آيات فوق اشاره به وضع آنها مىكند. «١»
در مورد اسلام آوردن «عباس» در بعضى از تواريخ چنين آمده كه: پس از قبول اسلام به «مكّه» بازگشته، پيامبر صلى الله عليه و آله را به وسيله نامه از توطئههاى مشركان آگاه مىساخت سپس قبل از سال هشتم هجرت (سال فتح «مكّه») به «مدينه» هجرت نمود.
در كتاب «قرب الاسناد» از امام باقر عليه السلام از پدرش امام سجاد عليه السلام چنين نقل شده: روزى اموال قابل ملاحظهاى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند، پيامبر صلى الله عليه و آله رو به «عباس» كرده، فرمود:
عبايت را بگشا، و قسمتى از اين مال را برگير.
«عباس» چنين كرد، سپس پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: