تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨
پيروزى» و «حكمت و تدبير» است، چون از ناحيه خداوند صادر شده «و خداوند عزيز و حكيم است» «وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ».
***
در آيه بعد، بار ديگر به ملامت و توبيخ كسانى كه براى تأمين منافع زود گذر مادى، مصالح مهم اجتماعى را به خطر افكندند، پرداخته، مىفرمايد: «اگر فرمان سابق خدا نبود، عذاب و كيفر بزرگى به خاطر اسيرانى كه گرفتيد به شما مىرسيد» «لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظيمٌ».
درباره جمله «لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ» مفسران، احتمالات گوناگونى دادهاند، ولى آنچه مناسبتر با تفسير مجموع آيه است، اين است كه:
اگر نه اين بود كه خداوند از پيش مقرر داشته، تا حكمى را به وسيله پيامبرش براى بندگان بيان نكرده، آنها را مجازات نكند، شما را به خاطر اين كه به دنبال گرفتن اسيران به منظور جلب منافع مادى رفتيد و موقعيت ارتش اسلام و پيروزى نهائى آن را به خطر افكنديد، سخت كيفر مىداد، ولى همان گونه كه در آيات ديگر قرآن تصريح شده، «سنت پروردگار اين است كه نخست احكام را تبيين مىكند سپس متخلفين را كيفر مىدهد» مانند: «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِيْنَ حَتّى نَبْعَثَ رَسُولًا». «١»
***
در آيه بعد اشاره به يكى ديگر از احكام اسيران جنگى يعنى مسأله گرفتن «فِداء» شده است.
به طورى كه در بعضى از روايات كه در «شأن نزول» آيات مورد بحث وارد شده، مىخوانيم: بعد از پايان جنگ «بدر» و گرفتن اسيران جنگى و پس از آن كه