تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧
همان گونه كه در حادثه «جنگ احد» توجه به جمعآورى غنائم گروهى از مسلمانان را به خود مشغول ساخت، و دشمن از فرصت استفاده كرد و ضربه نهائى خود را بر آنها وارد كرد!
بنابراين، گرفتن اسير، تنها در صورتى مجاز است كه اطمينان كامل از پيروزى بر دشمن حاصل شود، در غير اين صورت بايد با ضربات قاطع، كوبنده و پى در پى قدرت و نيروى دشمن مهاجم را از كار بيندازد.
اما به محض حصول اطمينان از اين موضوع، هدف انسانى ايجاب مىكند دست از كشتن بردارند و به اسير كردن قناعت كنند.
اين دو نكته مهم «نظامى» و «انسانى» در آيه فوق در عبارت كوتاهى بيان شده است.
سپس آن گروه كه بر خلاف اين دستور رفتار كردند را مورد ملامت قرار داده، مىفرمايد: «شما تنها به فكر جنبههاى مادى هستيد و متاع ناپايدار دنيا را مىخواهيد، در حالى كه خداوند سراى جاويدان و سعادت هميشگى را براى شما مىخواهد» «تُريدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُريدُ الآْخِرَةَ».
«عَرَض» به معنى «امور ناپايدار» است و از آنجا كه سرمايههاى مادى اين جهان پايدار نمىمانند «عَرَضَ الدُّنْيا» به آنها گفته شده.
البته همان طور كه گفتيم، توجه به جنبههاى مادى اسيران جنگى و غفلت از اهداف نهائى، يعنى پيروزى بر دشمن، نه تنها به سعادت و پاداش اخروى لطمه مىزند، كه از نظر زندگى اين جهان، سربلندى، عزت و آرامش نيز زيان بخش است، و هرگز نبايد به خاطر منافع آنى و زودگذر، منافع مستمر آينده را به خطر افكند!
و در پايان آيه مىفرمايد: دستور فوق در واقع آميختهاى از «عزت و