تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٥
دلهاى شما بداند (و نيات نيك و پاكى داشته باشيد) بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما مىدهد؛ و شما را مىبخشد، و خداوند آمرزنده و مهربان است»!
٧١- اما اگر بخواهند با تو خيانت كنند (تازگى ندارد) آنها پيش از اين (نيز) به خدا خيانت كردند؛ و خداوند (شما را) بر آنها پيروز كرد؛ و خداوند دانا و حكيم است.
تفسير:
اسيران جنگى
در آيات گذشته قسمتهاى مهمى از احكام جهاد و درگيرى با دشمنان بيان شد، در آيات مورد بحث با ذكر قسمتى از احكام اسراى جنگى اين بحث تكميل مىشود؛ زيرا جنگها معمولًا با مسأله گرفتن اسير توأمند، و طرز رفتار با اسراى جنگى از نظر جنبههاى انسانى و هم چنين هدفهاى جهاد، فوقالعاده اهميت دارد.
نخستين مطلب مهمى را كه در اين زمينه بيان مىكند، اين است كه مىفرمايد: «هيچ پيامبرى حق ندارد اسيران جنگى داشته باشد، تا به اندازه كافى جاى پاى خود را در زمين محكم كند، و ضربههاى كارى و اطمينان بخش بر پيكر دشمن وارد سازد» «ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ».
«يُثْخِنَ» از ماده «اثخان» و از ريشه «ثِخَن» (بر وزن شِكَن) در اصل، به معنى ضخامت، غلظت و سنگينى آمده است، سپس به همين مناسبت به پيروزى و غلبه آشكار و قوت و قدرت و شدت اطلاق شده است.
گروهى از مفسران «حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ» را به معنى مبالغه و شدت در كشتار دشمن گرفته، مىگويند:
معنى اين جمله اين است كه: گرفتن اسيران جنگى بايد بعد از كشتار فراوان