تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٨
گر چه تعبير آيه به صورت اخبار از غلبه يك نفر بر ده نفر است، ولى به قرينه آيه بعد، كه مىگويد: الآْنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ ...: «هم اكنون خدا اين تكليف را بر شما تخفيف داد ...» روشن مىشود كه منظور از آن تعيين وظيفه و برنامه و دستور است نه تنها يك خبر ساده.
و به اين ترتيب، مسلمانان نبايد منتظر اين باشند كه از نظر نفرات جنگى با دشمن در يك سطح مساوى قرار گيرند، بلكه حتى اگر عدد آنها يك دهم نفرات دشمن باشد باز وظيفه جهاد بر آنها فرض است.
سپس اشاره به علت اين حكم كرده، مىفرمايد: «اين به خاطر آن است كه دشمنان بىايمان شما جمعيتى هستند كه نمىفهمند» «بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ».
اين تعليل در آغاز، عجيب و شگفتآور به نظر مىرسد كه چه ارتباطى ميان «آگاهى» و «پيروزى»، يا «عدم آگاهى» و «شكست» وجود دارد؟
ولى در واقع رابطه ميان اين دو بسيار نزديك و محكم است؛ چه اين كه مؤمنان، راه خود را به خوبى مىشناسند، هدف آفرينش و وجود خود را درك مىكنند، و از نتائج مثبتى كه در اين جهان و پاداشهاى فراوانى كه در جهان ديگر در انتظار مجاهدان است باخبرند.
آنها مىدانند براى «چه» مىجنگند؟ براى «كه» پيكار مىكنند و در راه «چه هدف» مقدسى فداكارى مىنمايند؟ و اگر در اين راه قربانى و شهيد شوند حسابشان با «كيست»؟
اين مسيرِ روشن و اين آگاهى، به آنان صبر و استقامت و پايمردى مىبخشد.
اما افراد بىايمان و يا بتپرستان، درست نمىدانند براى چه مىجنگند؟ و براى چه كسى مبارزه مىكنند؟
و اگر در اين راه كشته شدند، خون آنها را چه كسى جبران خواهد كرد؟