تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨١
اما از اين موضوع نيز نگرانى به خود راه مده؛ زيرا خداوند كفايت كار تو را مىكند و در همه حال پشتيبان تو است، مىفرمايد: «و اگر بخواهند تو را فريب دهند خدا براى تو كافى است» «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ».
سابقه زندگى تو نيز گواه بر اين حقيقت است؛ زيرا «اوست كه تو را با يارى خود و به وسيله مؤمنان پاكدل تقويت كرد» «هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ».
بارها خطرات بزرگى براى تو فراهم ساختند و نقشههاى خطرناكى طرح كردند كه از طريق عادى غلبه بر آن ممكن نبود، اما او تو را در برابر همه اينها حفظ كرد.
***
به علاوه، اين مؤمنان مخلصى كه گرد تو را گرفتهاند و از هيچ گونه فداكارى مضايقه ندارند، قبلًا مردمى از هم پراكنده و با يكديگر دشمن بودند خداوند نور هدايت بر آنها پاشيد «و در ميان دلهاى آنها الفت ايجاد كرد» «وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ».
ساليان دراز در ميان طايفه «اوس» و «خزرج» در «مدينه» جنگ و خونريزى بود و سينههاى آنها مالامال كينه و عداوت، آن چنان كه هيچ كس باور نمىكرد روزى آنها دست دوستى و محبت به سوى هم دراز كنند و در يك صف قرار گيرند.
ولى خداوند قادر متعال اين كار را در پرتو اسلام و در سايه نزول قرآن انجام داد، نه تنها «اوس» و «خزرج» كه از طايفه انصار بودند، چنين كشمكش را داشتند، ياران مهاجر پيامبر كه از «مكّه» آمده بودند نيز پيش از اسلام با هم الفت و دوستى نداشتند و چه بسا سينههايشان از كينههاى يكديگر پر بود، اما خداوند