تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣
گسترده است كه با گذشت زمان به كهنگى و فرسودگى نمىگرايد، جمله (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ) هزار سال پيش مفهوم زندهاى داشت، و امروز هم چنين است، و ده هزار سال ديگر هم مفهوم آن همچنان زنده باقى خواهد ماند؛ زيرا هر سلاح و قدرتى در آينده نيز پيدا شود در كلمه جامع «قُوَّةٍ» نهفته است، چرا كه جمله «مَا اسْتَطَعْتُمْ» «عام» و كلمه «قُوَّةٍ» كه به صورت «نكره» آمده است، عموميت آن را تقويت كرده و هر گونه نيروئى را شامل مىشود.
اما پاسخ اين سؤال كه: چرا بعد از ذكر كلمه «قُوَّةٍ» كه مفهومى چنين گسترده دارد، مسأله اسبهاى ورزيده جنگى مطرح شده است؟
با يك جمله روشن مىشود و آن اين كه: آيه فوق در عين اين كه يك دستور وسيع براى همه قرون و اعصار بيان نموده، دستور خاصى هم براى عصر پيامبر صلى الله عليه و آله، عصر نزول قرآن نيز بيان داشته است.
در حقيقت اين مفهوم كلى را با ذكر يك مثال روشن براى نياز آن عصر و زمان پياده كرده است؛ زيرا اسب اگر چه در ميدانهاى جنگ امروز، با وجود تانكها، زرهپوشها، هواپيماها و هلىكوپترها نقش چندانى ندارد ولى در آن عصر براى رزمندگان شجاع و پيشرو وسيله چابك و سريعى محسوب مىشد.
***
٣- هدف انسانى و منطقى
به دنبال دستور بالا، اشاره به هدف منطقى و انسانى اين موضوع مىكند و توجه مىدهد: هدف اين نيست كه مردم جهان و حتى ملت خود را با انواع سلاحهاى مخرب و ويرانگر درو كنيد، و آباديها و زمينها را به ويرانى بكشانيد هدف اين نيست كه سرزمينها و اموال ديگران را تصاحب كنيد، و هدف اين نيست كه اصول بردگى و استعمار را در جهان گسترش دهيد، بلكه هدف اين