تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١
«جبر زمان» و «محيط» نيست، بلكه عامل سازنده تاريخ و زندگى انسان دگرگونىهائى است كه در روش، اخلاق و فكر و روح او، به اراده خودش پيدا مىشود.
بنابراين، آنها كه معتقد به قضا و قدر جبرى هستند و مىگويند: همه حوادث به خواستِ اجبارى پروردگار است با آيه فوق محكوم مىشوند.
و همچنين جبر مادى كه انسان را بازيچه دست غرائز تغييرناپذير و اصل وراثت مىداند، و يا جبر محيط كه او را محكوم چگونگى اوضاع اقتصادى و شرائط توليد مىداند از نظر مكتب اسلام و قرآن بىارزش و نادرست است، انسان آزاد است و سرنوشت خود را به دست خويش مىسازد.
انسان- با توجه به اصلى كه در آيات فوق خوانديم- زمام سرنوشت و تاريخ خود را در دست دارد كه براى خود افتخار و پيروزى مىآفريند، اوست كه خود را گرفتار شكست و ذلت مىسازد، درد او از خود اوست و دواى او به دست خودش، تا در وضع او دگرگونى پيدا نشود و با خودسازى خويشتن را عوض نكند تغييرى در سرنوشتش پيدا نخواهد شد!
***