تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٩
نكته:
شيطان از چه طريق ظاهر شد؟ وسوسه يا تشكّل؟
در اين كه نفوذ شيطان در دل مشركان و طرح اين گفتگوها با آنها در صحنه جنگ بدر به چه صورت بوده، در ميان مفسران پيشين و امروز گفتگو است، و روى هم رفته دو عقيده وجود دارد:
١- جمعى معتقدند: اين كار از طريق وسوسههاى باطنى صورت گرفته است، او با وسوسههاى خويش و استفاده از صفات منفى و زشت شيطانى مشركان، اعمالشان را در نظرشان جلوه داد و به آنها چنين وانمود كرد كه نيروى شكستناپذيرى در اختيار دارند، و يك نوع پناهگاه و اتكاء باطنى در آنها توليد كرد.
اما پس از مجاهده سرسختانه مسلمانان و حوادث اعجاز آميزى كه سبب پيروزى آنها گرديد آثار اين وسوسهها از دل آنان بر چيده شد، و احساس كردند شكست در برابر آنها قرار گرفته و هيچ تكيهگاهى براى آنها نيست بلكه كيفر و مجازات سختى از طرف خدا در انتظار آنهاست.
٢- جمع ديگرى معتقدند: شيطان به شكل انسانى مجسم شد و در برابر آنها آشكار گرديد، در روايتى كه در بسيارى از كتب نقل شده مىخوانيم:
قريش به هنگامى كه تصميم راسخ براى حركت به سوى ميدان «بدر» گرفت از حمله طايفه «بنىكنانه» بيمناك بود؛ زيرا قبلًا نيز با هم خصومت داشتند، در اين موقع ابليس در چهره «سُراقة بن مالك» كه از سرشناسهاى قبيله «بنىكنانه» بود، به سراغ آنها آمد و به آنها اطمينان داد: با شما موافق و هماهنگم و كسى بر شما غالب نخواهد شد و در ميدان «بدر» شركت كرد.
اما به هنگامى كه نزول ملائكه را مشاهده كرد عقبنشينى نموده، فرار كرد،