تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢
استقامت و صبر بيشتر جنبههاى روانى و باطنى را شامل مىشود.
***
در ششمين و آخرين دستور، مسلمانان را از پيروى كارهاى ابلهانه و اعمال غرور آميز و بىمحتوا و سر و صداهاى تو خالى و بىمعنى باز مىدارد، و با اشاره به جريان كار «ابوجهل» و طرز افكار او و يارانش مىفرمايد: «مانند كسانى كه از سرزمين خود از روى غرور و هواپرستى و خودنمائى خارج شدند، نباشيد» «وَ لاتَكُونُوا كَالَّذينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ».
«همانها كه هدفشان جلوگيرى مردم از راه خدا بود» «وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ».
هم هدفشان نامقدس بود و هم وسائل رسيدنشان به اين هدف، و ديديد كه سر انجام با آن همه نيرو و ساز و برگ جنگى، در هم كوبيده شدند و به جاى عيش و طرب، گروهى در خاك و خون غلطيدند و گروهى در عزاى آنها اشك ريختند.
و سرانجام مىفرمايد: «و خداوند به كارهائى كه اين گونه افراد انجام مىدهند محيط است و از اعمالشان با خبر» «وَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحيطٌ».
***