تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤
همچون پوست تن او شده بود، اما ناگهان از اين پوست بيرون آمد و با يك چرخش تند، مسير خود را به كلى تغيير داد!.
از تعبير «فَاتْبَعَهُ الشَّيْطانُ» چنين استفاده مىشود كه در آغاز شيطان تقريباً از او قطع اميد كرده بود؛ چرا كه او كاملًا در مسير حق قرار داشت، اما پس از انحراف مزبور، شيطان به سرعت او را تعقيب كرده، به او رسيد، بر سر راهش نشست و به وسوسهگرى پرداخت، و سرانجام او را در صف گمراهان و شقاوتمندان قرار داد. «١»
***
آيه بعد اين موضوع را چنين تكميل مىكند كه: «اگر مىخواستيم، مىتوانستيم او را در همان مسير حق به اجبار نگاه داريم و به وسيله آن آيات و علوم، به او مقام والا بدهيم» «وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها».
ولى مسلّم است نگاهدارى اجبارى افراد در مسير حق با سنت پروردگار كه سنت اختيار و آزادى اراده است، سازگار نيست و نشانه شخصيت و عظمت كسى نخواهد بود، از اين رو بلافاصله اضافه مىكند:
ما او را به اختيارش واگذارديم و او به جاى اين كه با استفاده از علوم و دانش خويش، هر روز مقام بالاترى را بپيمايد «به پستى گرائيد و بر اثر پيروى از هوا و هوس مراحل سقوط را طى كرد» «وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ».
«أَخْلَدَ» از ماده «اخْلاد» به معنى سكونت دائمى در يكجا اختيار كردن است، بنابراين «أَخْلَدَ الَى الأَرْضِ» يعنى براى هميشه به زمين چسبيد كه در اينجا كنايه از جهان ماده، زرق و برق و لذات نامشروع زندگى مادى است.
آنگاه اين شخص را به سگى تشبيه مىكند كه هميشه زبان خود را همانند