تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
به معنى فَيْىء است (فَيْىء را نيز در لغت به معنى چيزهائى كه بدون زحمت به انسان مىرسد ذكر كردهاند ...)
و در حديث وارد شده: گروگان در اختيار كسى است كه آن را به گرو گرفته، غنيمت و منافعش براى اوست و غرامت و زيانش نيز متوجه اوست؛ و نيز غنم به معنى زيادى و نمو و اضافه قيمت است، و فلان چيز را به غنيمت گرفت؛ يعنى به او دسترسى پيدا كرد». «١»
و در كتاب «تاج العروس» مىخوانيم: وَ الْغُنْمُ الْفَوْزُ بِالشَّىْءِ بِلامَشَقَّةٍ:
«غنيمت آن است كه انسان بدون زحمت به چيزى دست يابد». «٢»
در كتاب «قاموس» نيز غنيمت به همان معنى فوق ذكر شده است.
و در كتاب «مفردات راغب» مىخوانيم: غنيمت از ريشه «غَنَم» به معنى گوسفند گرفته شده و سپس مىگويد:
ثُمَّ اسْتُعْمِلَ فِى كُلِّ مَظْفُورِ بِهِ مِنْ جَهَةِ الْعِدى وَ غَيْرِهِمْ:
«سپس در هر چيزى كه انسان از دشمن و يا غير دشمن به دست مىآورد به كار رفته است». «٣»
حتى كسانى كه يكى از معانى غنيمت را غنائم جنگى ذكر كردهاند انكار نمىكنند كه معنى اصلى آن معنى وسيعى است كه به هر گونه خيرى كه انسان بدون مشقت به آن دست يابد گفته مىشود.
در استعمالات معمولى نيز «غنيمت» در برابر «غرامت» ذكر مىشود، همان طور كه «غرامت» داراى معنى وسيعى است و هر گونه غرامت را شامل مىشود، «غنيمت» نيز معنى وسيعى دارد و به هر گونه درآمد قابل ملاحظهاى گفته