تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٧
ولى اگر آن را مخصوص امامان اهل بيت عليهم السلام بدانيم، با توجه به اين كه آنها جانشينان پيامبر و رهبران حكومت اسلامى بوده و هستند، علت دادن اين يك سهم از خمس به آنها روشن مىگردد.
به تعبير ديگر، «سهم خدا» و «سهم پيامبر» و «سهم ذى القربى» هر سه سهم، متعلق به «رهبر حكومت اسلامى» است، او زندگى ساده خود را از آن اداره مىكند و بقيه را در مخارج گوناگونى كه لازمه مقام رهبرى امت است مصرف خواهد نمود، يعنى: در نيازهاى جامعه و مردم.
بعضى از مفسران اهل سنت مانند نويسنده «المنار» چون «ذى القربى» را همه خويشاوندان دانسته است، براى پاسخ اشكال فوق، به دست و پا افتاده و براى حكومت اسلامى پيامبر صلى الله عليه و آله تشريفاتى قائل شده و او را موظف دانسته كه قوم و قبيله خويش را به وسيله اموال، گرد خود نگاه دارد!
روشن است: چنين منطقى به هيچ وجه با منطق حكومت جهانى و انسانى و حذف امتيازات قبيلگى سازگار نيست (در اين زمينه توضيح ديگرى داريم كه در بحثهاى آينده خواهد آمد).
***
٤- منظور از «يتيمان»، «مسكينان» و «واماندگان در راه» تنها ايتام و مساكين و ابناء سبيل «بنىهاشم» و سادات مىباشند.
اگر چه ظاهر آيه مطلق است و قيدى در آن ديده نمىشود، اما دليل ما بر اين تقييد، روايات زيادى است كه در تفسير آيه از طرق اهل بيت عليهم السلام وارد شده. «١»