تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩
وجود اين فطرت، هيچ گاه نمىتواند به اين عذر كه پدران ما بتپرست بودند توسل جويد: (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها). «١»
تنها ايراد مهمى كه به تفسير دوم متوجه مىشود اين است كه: سؤال و جواب در آن جنبه كنائى به خود مىگيرد، ولى با توجه به آنچه در بالا اشاره كرديم كه اين گونه تعبيرات در زبان عرب و همه زبانها وجود دارد، اين ايراد متوجه آن نمىشود از همه تفاسير نزديكتر به نظر مىرسد.
***
٢- عالم ذر در روايات اسلامى
روايات فراوانى در منابع مختلف اسلامى در كتب شيعه و اهل تسنن در زمينه «عالم ذرّ» نقل شده است كه: در بدو نظر به صورت يك روايت متواتر تصور مىشود.
مثلًا در تفسير «برهان» بيش از ٣٥ روايت و در تفسير «نور الثقلين» ٣٠ روايت در ذيل آيات فوق نقل شده كه قسمتى از آن مشترك و قسمتى متفاوت است و با توجه به تفاوت آنها، شايد مجموعاً از ٤٠ روايت نيز متجاوز باشد. «٢»
ولى اگر درست روايات را گروهبندى و تجزيه و تحليل كنيم و اسناد و محتواى آنها را بررسى نمائيم، خواهيم ديد نمىتوان روى آنها به عنوان يك روايت معتبر، چه رسد به عنوان يك روايت متواتر، تكيه كرد (دقت كنيد).
بسيارى از اين روايات از «زراره»، تعدادى از «صالح بن سهل»، تعدادى از «ابوبصير»، تعدادى از «جابر» و تعدادى از «عبداللّه بن سنان» مىباشد، روشن