تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢
تفسير:
دعوت به سوى حيات و زندگى
در تعقيب آيات گذشته كه مسلمانان را به علم، عمل، اطاعت و تسليم دعوت مىكرد در اين آيات همان هدف از راه ديگرى دنبال مىشود.
نخست مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه خدا و پيامبر، شما را به چيزى دعوت مىكند كه شما را زنده مىكند اجابت نمائيد» «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ».
آيه فوق با صراحت مىگويد: دعوت اسلام، دعوت به سوى حيات و زندگى است، به سوى: حيات معنوى، حيات مادّى، حيات فرهنگى، حيات اقتصادى، حيات سياسى بمعناى واقعى، حيات اخلاقى و اجتماعى، و بالاخره حيات و زندگى در تمام زمينهها.
اين تعبير، كوتاهترين و جامعترين تعبيرى است كه درباره اسلام و آئين حق آمده است. اگر كسى بپرسد اسلام هدفش چيست؟ و چه چيز مىتواند به ما بدهد؟ در يك جمله كوتاه مىگوئيم: هدفش حيات در تمام زمينهها است و اين را به ما مىبخشد.
اما آيا مردم قبل از طلوع اسلام و دعوت قرآن، مرده بودند! كه قرآن آنها را دعوت به حيات مىكند؟!
پاسخ اين سؤال اين است: آرى، آنها فاقد حيات به معنى قرآنيش بودند؛ زيرا حيات و زندگى مراحل مختلفى دارد كه قرآن به همه آنها اشاره كرده است.
گاهى به معناى حيات گياهى آمده آن چنان كه مىگويد: إِعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها: «بدانيد خدا زمين را پس از مرگ زنده مىكند». «١»