تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٩
اساس، نمىتوان از آنها يك قياس منطقى تشكيل داد «١» (دقت كنيد).
اين درست به آن مىماند كه كسى بگويد: من اگر مىدانستم فلان كس دعوت مرا مىپذيرد از او دعوت مىكردم، ولى در حال حاضر وضع طورى است كه اگر دعوت كنم نخواهد پذيرفت بنابراين دعوت نخواهم كرد.
***
٢- شنيدن سخن حق مراحلى دارد
گاهى انسان تنها الفاظ و عباراتى را مىشنود، بدون اين كه در مفهوم آنها بينديشد، اما گروهى از افراد لجوج هستند كه حتى حاضر به شنيدن اين مقدار نيز نيستند.
چنان كه قرآن مىفرمايد: وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لاتَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ: «كافران گفتند: به اين قرآن گوش فرا ندهيد؛ و سر و صدا ايجاد كنيد شايد شما پيروز شويد» و كسى سخن حق را نشنود. «٢»
گاه انسان حاضر به شنيدن الفاظ و سخنان و انديشه در آنها هست ولى هيچ گاه تصميم به عمل ندارد، همچون منافقانى كه در آيه ١٦ سوره «محمّد» صلى الله عليه و آله به آنها اشاره شده است آنجا كه مىگويد: وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً:
«بعضى از آن منافقان هستند كه به سخنان تو گوش فرا مىدهند اما هنگامى