تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧
به كار مىگيرند، همچون افراد لال و گنگ مىداند و آنان كه از نعمت هوش و عقل بهرهمندند اما درست نمىانديشند را همچون ديوانگان مىشمرد!
***
در آيه بعد مىگويد: خداوند در دعوت آنها به سوى حق هيچ گونه مضايقهاى ندارد «اگر آنها آمادگى مىداشتند و خدا از اين نظر خير و نيكى در آنها مىديد حرف حق را به هر صورت بود به گوش آنها مىرسانيد» «وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فيهِمْ خَيْراً لَا سْمَعَهُمْ».
در پارهاى از روايات آمده است: جمعى از بتپرستان لجوج نزد پيامبر آمده گفتند: اگر جدّ بزرگ ما «قُصَىّ بْن كِلاب» را از قبر زنده كنى و گواهى به نبوت تو دهد، ما همگى تسليم خواهيم شد! آيه فوق نازل شد و گفت: اگر اينها همين سخن را از روى حقيقت مىگفتند، خداوند به طرز معجزهآسائى اين كار را براى آنها انجام مىداد. «١»
ولى آنها دروغ مىگويند، بهانه مىگيرند و هدفشان شانه خالى كردن از زير بار حق است.
سپس مىافزايد: «و اگر با اين حال خداوند خواسته آنها را بپذيرد و سخنان حق را بيش از اين به گوش آنها بخواند (و يا جدّشان قصىّ بن كلاب را زنده كند و گواهى او را بشنوند) باز روگردان مىشوند و اعراض مىكنند» «وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ».
اين جملهها درباره كسانى است كه بارها سخنان حق را شنيدهاند، آيات روحپرور قرآن به گوش آنها رسيده و محتواى عالى آن را فهميدهاند ولى باز بر