تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦
بعضى گفتهاند: اشاره به گروهى از يهود مىباشد.
و بعضى اشاره به مشركان عرب دانستهاند.
ولى هيچ مانعى ندارد كه همه گويندگانِ بدون عمل، از اين گروههاى سهگانه، در مفهوم آيه وارد باشند.
***
از آنجا كه گفتارِ بدونِ عمل و شنيدنِ بدونِ ترتيبِ اثر، يكى از بزرگترين بلاهاى جوامع انسانى و سرچشمه انواع بدبختىهاست بار ديگر در آيه بعد روى همين مسأله تكيه كرده و با بيان زيباى ديگرى بحث را ادامه مىدهد مىفرمايد: «بدترين جنبندگان نزد خدا افرادى هستند كه نه گوش شنوا دارند، نه زبان گويا، و نه عقل و درك، كر و لالاند و انديشه نمىكنند» «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لايَعْقِلُونَ». «١»
قرآن كتاب عمل است نه يك كتاب تشريفاتى، همه جا روى نتايج تكيه مىكند، و اصولًا هر موجود بىخاصيتى را معدوم، هر زنده بىحركت و بىاثرى را مرده، و هر عضوى از اعضاى انسان را كه در مسير هدايت و سعادت او اثر بخش نباشد همانند فقدان آن مىشمرد.
در اين آيه نيز كسانى كه ظاهراً گوشهاى سالم دارند ولى در مسير شنيدن آيات خدا، سخنان حق و برنامههاى سعادتبخش نيستند، آنها را فاقد گوش مىداند و كسانى كه زبان سالمى دارند اما مهر سكوت بر لب زده نه دفاعى از حق مىكنند، نه مبارزهاى با ظلم و فساد، نه ارشاد جاهل، نه امر به معروف، نه نهى از منكر و نه دعوت به راه حق، بلكه اين نعمت بزرگ خدا را در مسير بيهودهگوئى يا تملق و چاپلوسى در برابر صاحبان زر و زور و يا تحريف حق و تقويت باطل