تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨
ثانياً- در ميدان «بدر» حوادث معجزآسائى، كه سابقاً به آن اشاره كرديم، تحقق يافت كه مايه تقويت روحيه مجاهدان اسلام و موجب شكست روحيه دشمنان شد؛ اين تأثير فوقالعاده نيز از ناحيه پروردگار بود.
در حقيقت آيه فوق، اشاره لطيفى است به مكتب: لا جَبْرَ وَ لا تَفْوِيضَ بَلْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ: «نه اجبار است و نه واگذارى مطلق، بلكه چيزى است در ميان اين دو»؛ «١»
زيرا در عين اين كه نسبت كشتن دشمنان را به مسلمانان و نسبت پاشيدن خاك را به پيامبر مىدهد در عين حال، از آنها اين نسبت را سلب مىكند (دقت كنيد).
بدون شك، در چنين عبارتى تناقضى وجود ندارد بلكه هدف اين است كه اين كار، هم كار شما بود، و هم كار خدا، كار شما بود چون به اراده شما انجام گرفت و كار خدا بود چون نيرو و مدد از ناحيه او بود.
بنابراين، آنها كه پنداشتهاند: آيه فوق دليل بر مكتب جبر است پاسخشان در خود آيه نهفته شده است.
و نيز اين كه قائلين به «وحدت وجود» آيه را دستاويزى براى مكتب خود قرار دادهاند، پاسخ آن نيز در خود اين آيه به طرز لطيفى منعكس است؛ زيرا اگر منظور، بيان اين باشد كه خدا و خلق يكى هستند نبايد نسبت فعل را به صورتى براى آنها اثبات و به صورتى از آنها نفى كند.
اين نفى و اثبات خود دليل بر تعدد مخلوق و خالق است و اگر فكر خود را از پيشداورىهاى نادرست و تعصبآميز خالى كنيم، خواهيم ديد آيه ارتباطى با