تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١
بر اين اساس، اين يك درس بزرگ عبرت براى همه شما مسلمانان بود كه در حوادث مختلف، دورنگر و آيندهساز باشيد، نه كوتهبين و تنها به فكر امروز، هر چند دورنگرى و مآلانديشى مشكلات فراوانى در بر داشته باشد و كوتهبينى توأم با آسايش و منافع مادّى زودگذر؛ زيرا پيروزى نخست يك پيروزى ريشهدار و همه جانبه است، اما پيروزى دوم يك پيروزى سطحى و موقت است.
اين تنها درسى براى مسلمانان آن روز نبود، بلكه مسلمانان امروز نيز بايد از اين تعليم آسمانى الهام بگيرند، هرگز به خاطر مشكلات، ناراحتىها و زحمات طاقتفرسا، از برنامههاى اصولى چشم نپوشند و به سراغ برنامههاى غير اصولى ولى ساده و كم زحمت نروند.
***
در آخرين آيه باز هم به طور آشكارتر پرده از روى مطلب بر مىدارد كه «هدف اصلى اين برنامه (درگيرى مسلمانان با لشكر دشمن در ميدان بدر) اين بود كه حق؛ يعنى توحيد، اسلام، عدالت و آزادى بشر از چنگال خرافات و اسارتها و مظالم، تثبيت و جاىگير شود و باطل؛ يعنى شرك و كفر و بىايمانى و ظلم و فساد ابطال گردد و از ميان برود، هر چند مشركان مجرم و مجرمان مشرك مايل نباشند» «لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ».
آيا اين آيه تأكيد همان مطلبى است كه در آيه پيش گفته شد همان طور كه در نظر ابتدائى به چشم مىخورد؟
يا مطلب جديدى را در بر دارد؟
بعضى از مفسران مانند «فخر رازى» در تفسير «كبير» و نويسنده «المنار» در تفسيرش چنين گفتهاند: حق در آيه قبل، اشاره به پيروزى مسلمانان در جنگ