تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩
مسلمانان در بر داشت.
بنابراين، نبايد با ديد محدود خود، احكام الهى را ارزيابى كنيد، بلكه بايد در برابر آنها سر تسليم فرود آريد و از نتائج نهائى بهرهمند شويد.
در آيه نخست مىفرمايد: اين ناخشنودى پارهاى از افراد از طرز تقسيم غنائم بدر، «همانند آن است كه خداوند تو را از خانه و جايگاهت در «مدينه» به حق بيرون فرستاد در حالى كه بعضى از مؤمنان كراهت داشتند» «كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَريقاً مِنَ الْمُؤْمِنينَ لَكارِهُونَ».
كلمه «بِالْحَقِّ» اشاره به اين است كه اين فرمان خروج، طبق يك وحى الهى و دستور آسمانى صورت گرفت و نتيجهاش وصول به حق براى جامعه اسلامى بود.
***
و در دومين آيه مىافزايد: «اين گروه ظاهربين و كم حوصله در مسير راه به سوى بدر مرتباً با تو مجادله و گفتگو در اين فرمان حق داشتند، و با اين كه اين واقعيت را دريافته بودند كه اين فرمان خدا است، ولى باز دست از اعتراض خويش بر نمىداشتند» «يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ».
و آن چنان ترس و وحشت سراسر وجود آنها را فرا گرفته بود كه «گوئى به سوى مرگ رانده مىشوند و مرگ و نابودى خويش را با چشم خود مىبينند» «كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ».
ولى حوادث بعد، نشان داد: آنها چقدر گرفتار اشتباه، ترس و وحشت بىدليل بودند، و اين جنگ، چه پيروزىهاى درخشانى براى مسلمانان به بار آورد.
اما با ديدن چنين صحنهاى و آن پيروزى درخشان نمىبايست بعد از جنگ