تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧
اسلام و قرآن مىافكنيم؛
آيا اگر ما تنها مضمون اين چند آيه را كه روشنگر صفات مؤمنين راستين است در زندگى خود پياده كنيم، ضعف و زبونى و وابستگى به اين و آن را در پناه ايمان و توكّل از خود دور سازيم و هر روزى كه بر ما مىگذرد، در مرحله تازهاى از ايمان و آگاهى گام بگذاريم و همواره در پرتو ايمان، احساس مسئوليت در برابر آنچه در اجتماعمان مىگذرد داشته باشيم، رابطه ما با خدا و خلق آن چنان قوى باشد كه از همه سرمايههاى وجود خويش در پيشبرد اجتماع انفاق كنيم روزگارمان چنين خواهد بود كه امروز است؟! «١»
ذكر اين موضوع نيز لازم است، كه ايمان مراحلى دارد و درجاتى، ممكن است در پارهاى از مراحل به قدرى ضعيف باشد كه جلوههاى عملى قابل ملاحظهاى از خود نشان ندهد، و با بسيارى از آلودگىها نيز بسازد.
ولى يك ايمان راسخ و حقيقى و محكم محال است از جنبههاى عملى و مثبت و سازنده خالى شود.
و اين كه بعضىها عمل را جزء ايمان ندانستهاند تنها نظرشان به مرحله بسيار پائين ايمان بوده است.
***