تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١
كرد، و چهارصد درهم كه مورد اختلاف آنها بود به آنها پرداخت و غائله را ختم كرد، سپس به آنها گفت: بدانيد اين، از مال من نبود، بلكه امام صادق عليه السلام به من دستور داده است در اين گونه موارد با استفاده از سرمايه امام، صلح و مصالحه در ميان ياران ايجاد كنم. «١»
علت اين همه تأكيد در زمينه اين مسأله اجتماعى با كمى دقت روشن مىشود؛ زيرا عظمت، توانائى و قدرت و سربلندى يك ملت، جز در سايه تفاهم و تعاون ممكن نيست.
اگر مشاجرهها و اختلافات كوچك اصلاح نشود، ريشه عداوت و دشمنى تدريجاً در دلها نفوذ مىكند، و يك ملت متحد را به جمعى پراكنده مبدل مىسازد: جمعى آسيبپذير، ضعيف و ناتوان و زبون در مقابل هر حادثه و هر دشمن.
و حتى ميان چنين جمعيتى بسيارى از مسائل اصولى اسلام همانند نماز و روزه و يا اصل موجوديت قرآن به خطر خواهد افتاد.
به همين دليل بعضى از مراحل اصلاح ذات البين شرعاً واجب و حتى استفاده از امكانات بيتالمال براى تحقق بخشيدن به آن مجاز است و بعضى از مراحل آن كه با سرنوشت مسلمانان زياد تماس ندارد مستحب مؤكد است.
***