تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧
الْمُسَمّى فَيْئاً وَ مِيْراثُ مَنْ لا وارِثَ لَهُ، وَ قَطائِعُ الْمُلُوكِ إِذا لَمْتَكُنْ مَغْصُوبَةً وَ الآجامُ، وَ بُطُونُ الأَوْدِيَةِ، وَ الْمَواتُ، فَإِنَّها لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ بَعْدَهُ لِمَنْ قامَ مَقامَهُ يَصْرِفُهُ حَيْثُ يَشاءُ مِنْ مَصالِحِهِ وَ مَصالِحِ عِيالِهِ:
«انفال، اموالى است كه از دار الحرب بدون جنگ گرفته مىشود،
همچنين سرزمينى كه اهلش آن را ترك كرده و از آن هجرت مىكنند- كه فَيْىء ناميده مىشود-
و ميراث كسى كه وارثى نداشته باشد،
و سرزمين و اموالى كه پادشاهان به اين و آن بخشيده باشند- در صورتى كه غصبى نباشد و صاحب آن شناخته نشود-
و بيشهزارها، جنگلها، درّهها و سرزمينهاى موات،
همه اينها انفال است و از آنِ خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و بعد از او براى كسى است كه قائم مقام او است، آن را در هر راه كه مصلحت خويش و مصلحت مردمى كه تحت تكفل او هستند ببيند، مصرف خواهد كرد».»
گر چه همه غنائم جنگى در حديث بالا نيامده است، ولى در حديث ديگرى كه از امام صادق عليه السلام نقل شده مىخوانيم: إِنَّ غَنائِمَ بَدْرٍ كانَتْ لِلْنَّبِىِّ خاصَّةً فَقَسَّمَها بَيْنَهُمْ تَفَضُّلًا مِنْهُ:
«غنائم بدر مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله بود و او به عنوان بخشش آنها را در ميان جنگجويان تقسيم كرد». «٢»
از آنچه گفته شد چنين نتيجه مىگيريم: مفهوم اصلى انفال نه تنها غنائم