تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥
خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله شتافتند، اما پيرمردان به آنها گفتند: ما نيز سهمى داريم؛ زيرا ما تكيهگاه و مايه دلگرمى شما بوديم و اگر كار بر شما سخت مىشد و عقبنشينى مىكرديد، حتماً به سوى ما مىآمديد، در اين موقع ميان دو نفر از انصار مشاجره لفظى پيدا شد و راجع به غنائم جنگ با يكديگر گفتگو كردند، آيه فوق نازل شد و صريحاً غنائم را متعلق به پيغمبر صلى الله عليه و آله معرفى كرد كه هر گونه بخواهد با آن رفتار كند.
پيامبر صلى الله عليه و آله هم آن را به طور مساوى در ميان همه جنگجويان تقسيم كرد، و دستور داد: ميان برادران دينى صلح و اصلاح شود. «١»
تفسير:
اصلاح ذات البين
همان گونه كه در شأن نزول خوانديم آيه فوق پس از جنگ «بدر» نازل شده و پيرامون غنائم جنگى صحبت مىكند و به صورت قانون كلى، يك حكم وسيع اسلامى را بيان مىدارد، خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده مىفرمايد: «از تو درباره انفال سؤال مىكنند» «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الأَنْفالِ».
«بگو: انفال مخصوص خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله است» «قُلِ الأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ».
بنابراين، «تقوا را پيشه كنيد و در ميان خود اصلاح كنيد و برادرانى را كه با هم ستيزه كردهاند آشتى دهيد»! «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ».
و مىافزايد: «و اطاعت خدا و پيامبرش كنيد، اگر ايمان داريد» «وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ».
يعنى: ايمان، تنها با سخن نيست، بلكه جلوهگاه ايمان، اطاعت بىقيد و