در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٥٩ - سخن مؤلف
و بدينسان از اين سروده و اشعارى كه «ابن نما» آن را سرود و به سوى عناصر حسادت ورز و دشمنان و بدخواهان خويش فرستاد، بزرگى نفس و بزرگمنشى، معنويّت و قداست، مقام روحانى و معنوى و پيراستگى او از ضد ارزشها نمايان مىگردد.
آرى، پدر و آموزگار ما، علّامه فقيد، جناب «ابن نماى حلّى» سرانجام در سال ٦٤٥ هجرى در نجف اشرف جهان را بدرود گفت و به گونهاى كه نويسنده كتاب «نخبة المقال» در اين مورد آورده است، در جوار آرامگاه ملكوتى امير مؤمنان به خاك سپرده شد.
از آن بزرگوار آثار علمى و دينى مفيد و ارزشمندى بر جاى مانده است.
مشهورترين آنها، كتاب ارزنده «مثير الاحزان»، يا «برانگيزاننده غمها» مىباشد كه در سوك سالار شايستگان، حضرت حسين و ياران پر اخلاص و فداكارش نگارش يافته است.
اين كتاب، اثر ارزشمند و شناختهشدهاى است كه نويسنده گرانقدرش در صفحات و سطور آن، رويداد بزرگ و دگرگونسازى را به تصوير كشيده است كه صداى آن، در آسمانهاى شرق و غرب، از قرن اوّل هجرى تاكنون طنينانداز است.
هماره طنين آن به گوش مىرسد و در مسير گذشت زمان و گردش چرخ روزگار و سپرى شدن قرنها و عصرها، خاطره اندوهبار و دردناك، و فداكارىهاى افتخار آفرين و جاودانه امّا حزن انگيز آن تجديد مىگردد.
سخن مؤلف
ستايش از آن خداوندى است كه پرده از هدفهاى نهانش كنار مىزند، ذات پاك و بىهمتاى خود را در كتاب پرشكوه و انسانسازش، به وفاى به عهد و پيمان وصف مىكند، و بر پيشانى انسان نوشته است كه نگونسارى و بدبختى يا نيك بختى و سرفرازى او، در گرو فرمانبردارى از خدا و يا نافرمانى از او مقرر شده است.
همان خدايى كه قلبهاى دوستانش را با نور هدايت و فروغ تابناك رهنمودش روشن و نورباران ساخته و مغز و دستگاه خرد و انديشه آنان را براى شناخت ذات