در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٥٠ - ١١ - شايسته سالارى يا امامت اهل بيت
خود را از منبع و مخزن بيان و قلم و نظرگاه آنان پر مىسازند و گوش به گفتار و چشم بر سبك و روش آنان دارند، از آنجايى كه صلاح و سداد حكومت و حاكمان در گستره جامعه، گسترده مىشود و در رگهاى زمان جريان مىيابد و مىتواند به همگان سودبخش يا زيانبار افتد، و بدان دليل كه بيشتر مردم به نوعى انديشه و باور، ايمان و عمل، اخلاق و آداب، سبك و مدل زندگى خود را از چهرههاى معروف و مشهور جامعه مىگيرند و دل و جان را از جام آنان سيراب مىسازند و درمان دردها را با نسخه آنان تهيه مىكنند؛ اى داد اگر آنان خود مزرعهاى آفت زده باشند و يا چشمهاى آلوده و يا منبع و مخزنى عفن زده و سمى مرگبار در انبان خود داشته باشند!! راستى آن گاه چه خواهد شد؟
چه فاجعهاى روى خواهد داد؟
و تباهى و بيداد در چه وسعت و شدت و گسترهاى دام و دامن خواهد گشود؟
از اين زاويه است كه پيامبر گرامى فرمود:
«صنفان اذا صلحا صلحت امّتى، و اذا فسدا فسدت امّتى: الأمراء و الفقهاء.»
[١] دو گروه از جامعه و امت من هستند كه با شايسته كردارى و صلاح آنان، جامعه اصلاح خواهد شد و به پروا و شايستگى روى خواهد آورد و اگر به تباهى انديشه و عقيده و عمل گرايش يابند جامعه را به تباهى سوق خواهند داد. اين دو گروه عبارتند از زمامداران و دانشوران و دانشمندان دينى.
و نيز بر اين باور است كه امير مؤمنان فرمود:
«من نصب نفسه للنّاس اماما، فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره و ليكن تأديبه بسيرته قبل تأديبه بلسانه ....»
[٢] آن كس كه خود را رهبر و پيشواى مردم مىسازد، بايد پيش از آموزش ديگران به ادب آموزى خويش بپردازد؛ و پيش از آن كه با زبان و گفتار، ديگران را تربيت كند، بايد به كردار شايسته ادب آموزد؛ و آن كه خود را ادب آموزد و تربيت نمايد، از آن
[١]- بحار، ج ٢، ص ٤٩.
[٢]- نهج البلاغه، قصار ٧٣.