در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٤٧ - ١٠ - توجه دادن به رسالت علم و عالم
افكنديد و نه با تجاوزكاران درافتاديد! شما در اين آرزوى خام هستيد كه خدا بهشت پرطراوت و زيبا، همدمى با پيامآوران، و امنيّت از عذاب و كيفرش را به شما ارزانى دارد؛ چه كه اينها را حق خويش مىپنداريد، امّا از آن مىترسم كه پرتوى از خشم و كيفر خدا بر شما- گروه از خود راضى- فرود آيد؛ چرا كه شما به نام علم و دين خدا و در پرتو كرامت او، در جامعه به موقعيّت رسيديد، امّا نه به يكتا پرستان واقعى و آزادمنش، بها مىدهيد و نه به خاطر خدا بندگانش را احترام مىكنيد و نه حقوق و كرامت آنان را پاس مىداريد.
شما كه به خاطر شكسته شدن پارهاى از سفارشها و پيمانهاى پدرانتان بر مىآشوبيد، خود مىنگريد كه چگونه مقررات و پيمانهاى خدا به دست قانونشكنان گسسته شده و به سفارشها و عهدهاى پيامبرش بىاعتنايى و بىمهرى مىگردد، امّا شما پريشان و نگران نمىگرديد.
در اين جامعه استبداد زده، كار حق كشى و بيداد به جايى رسيده است كه نابينايان و گنگها، ناتوانان و بيماران زمينگير، بدون سرپرست و پناهى در شهرها رها شدهاند و كسى به آنان ترحم نمىكند و به دادشان نمىرسد.
شما دانشوران و علماى دين نه در خور موقعيّت و عنوان خويش رفتار مىكنيد و نه كسى كه خود را به خطر افكند و از حق و عدالت سخن گويد، او را در برابر ظالمان يارى مىكنيد.
شما به جاى حق گويى و صراحت و بيان دردها و رنجها و حقكشىها، با چربزبانى و تملقبافى و چاپلوسى و سازش با آفت استبداد و انحصار، تنها به امنيّت خود مىانديشيد، نه حقوق و امنيّت ديگران و حراست از دين و دفتر، و عمل به قانون خدا؛ و از هشدارهاى خدا نيز- كه شما را از سازش با ستمكاران و تمايل به آنان هشدار داده است- هشدار نمىپذيريد و غفلت مىكنيد.
راستى كه فاجعه و مصيبت شما از همه سهمگينتر است؛ چرا كه شما از جايگاه فرهنگى و معنوى و علمى و دينى خويش رانده شده و از رسالت عالمانه و آگاهانه دست شستهايد.
بايد رهبرى جامعه و تحقق قانونگرايى و قانون محورى به دست دانشمندان و دين شناسانى باشد كه امانتدار مقررات خدا و آگاه به حلال و حرام اويند و با همه