در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٤٠٥ - پس از پيروزى
ساختن نداى «يا لثارات الحسين» آغاز قيام را به گوش طرفدارانش برسانند.
او هدف خويش را مبارزه با اموى مسلكان، و به كف گرفتن قدرت و به كيفر رساندن كشندگان حسين ٧ و يارانش اعلان كرد و به نيروهاى خويش و فرمانده آنان ابراهيم بن اشتر توصيه كرد كه تا سر حدّ امكان با نيروهاى «ابن زبير» درگير نشود و تنها براى دفاع از خويش با آنان پيكار كنند.
«ابراهيم بن اشتر» نيز رو به بارگاه خدا كرد و گفت: پروردگارا! تو خود مىدانى كه ما در راه دفاع از حقوق و حرمت خاندان پيامبرت به خشم آمديم و اينك در انديشه خونخواهى از شهيدان آنان و به كيفر رسانيدن كشندگان تبهكار آنان هستيم، بنا بر اين ما را بر دشمنان آنان پيروز ساز.
و بدينسان درگيرى آغاز شد و پس از پيكارى سخت ... كوفه به دست طرفداران مختار افتاد.
پس از پيروزى
او وارد قصر كوفه شد و شب را در آنجا سپرى نمود و فرداى پيروزى، هنگامى كه مردم را در مسجد گرد آوردند، نخستين سخنرانى خويش را بدين صورت ايراد كرد.
ستايش و سپاس از آن پروردگار توانايى است كه به دوستانش نويد پيروزى و سرفرازى، و به دشمنانش وعده زيان و سرافكندگى داد و اين نويد و وعده را جاودانه و هماره ساخت و قانون جهانشمولى براى عصرها و نسلها قرار داد. از اين رو هر كس هماهنگ با مقرّرات او عمل كند، ثمره شيرين آن را در اين جهان و جهان ديگر خواهد ديد و هر كس با مقرّرات عادلانه و انسانساز او مخالفت ورزد، طعم تلخ شقاوت و عصيان خويش را خواهد چشيد و نوميد و سرافكنده خواهد شد و هم به آتش شعلهور در خواهد آمد! هان اى مردم! براى ما پرچمى برافراشته شد و وقتى مقرّر گرديد؛ و به ما فرمان رسيد كه پرچم را به اهتزاز درآوريد و در آن هنگامه مقرّر و طبق آن شرايط منظّم، از پى كار برويد و از مرزهاى مقرّرات تجاوز نكنيد، و ما به دعوت پيشواى هدايت