در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٥٤ - در بازار شام
او، رو به آن حضرت كرد و گفت: هان اى فرزند ارجمند پيامبر! حال شما چطور است و روز را چگونه به سر آوردى؟! «كيف أمسيت يا ابن رسول اللَّه؟!» فرمود: «منهال»! روزگار ما بسان حال و روز بنى اسرائيل در استبداد فرعون و حاكميّت بيداد فرعونيان است؛ كه پسران و مردانشان را مىكشتند و زنان آنان را زنده وامىنهادند و اسير مىكردند.
«أمسينا كمثل بنى اسرائيل في آل فرعون يذبّحون أبنائهم و يستحيون نسائهم ....»
هان اى منهال! عرب بر عجم افتخار مىكند كه پيامبر خدا از امّت عرب است؛ و قريش بر جامعه عرب مباهات مىكند كه محمّد ٦ از آن تيره و تبار است؛ امّا اينك بنگر كه ما خاندان همان پيامبر بزرگ، در حالى روزگار مىگذرانيم كه حقوق و آزادى و امنيّت ما را پايمال ساخته و مردانمان را به خاك و خون كشيده و زنان و كودكانمان را بيرحمانه از شهر و ديار و از خانه و كاشانه خويش آواره بيابانها و هر كوى و برزن ساختهاند.
«فانّا للَّه و انّا إليه راجعون ممّا أمسينا فيه يا منهال!»
پس اى منهال! ما به خدا پناه مىبريم و بازگشت به سوى اوست، از اين همه بيدادى كه از سوى اين خودكامگان بر ما رفته و از روزگار تيره و تارى كه ما و جامعه و مردم در آن گرفتارشدهايم! رحمت خدا بر اين شاعر كه چنين مىسرايد:
|
يعظّمون له اعواد منبره |
و تحت ارجلهم أولاده و ضعوا ... |
|
بيدادگران و فريبكاران، به چوبهاى منبر پيامبر احترام مىكنند و با عوامفريبى و عوامبازى بدين وسيله چنين وانمود مىكنند كه در برابر آن حضرت و راه و رسم آسمانى و بشر دوستانه او سر تعظيم فرود مىآورند، اما در همان حال فرزندان ارجمندش را كه جز در انديشه حق و عدالت و تضمين حقوق و حرمت انسانها از سوى حكومت نيستند و خيرخواه و هدايتگر همگان، ابتدايىترين حقوق آنان را زير پا نهاده و آنان را قتل عام مىكنند، آخر بر اساس كدامين فرمان خدا و پيامبر بايد فرزندان ارجمند او دنباله رو سياست ظالمانه شما باشند؟ در حالى كه افتخار دروغين شما اين است كه يار و رهرو راه او هستيد!!