در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٣٤١ - خطبه شورانگيز و شعور آفرين امام سجاد
٤- شير شجاع حق و شير پيامبر خدا، جناب حمزه، آن قهرمان ميدانها و آن سرور شهيدان بخون خفته احد از ماست.
٥- دو فرزند ارجمند پيامبر، و دو يادگار عزيز آن حضرت، حسن و حسين از ما هستند.
٦- و آن آخرين اميد و آخرين نويد و آن بزرگ اصلاحگر زمين و زمان در واپسين حركت تاريخ و فرجام جهان نيز از ما، خاندان توحيد و آزادى و عدالت و تقواست.
آن گاه روى به مردم كرد و فرمود:
«من عرفنى فقد عرفنى و من لم يعرفنى، انبأته بحسبى و نسبى:
ايّها النّاس! انا بن مكّة و منى، انا بن زمزم و صفا، انا بن من حمل الرّكن باطراف الرّداء، انا بن خير من ائتزر و ارتدى، انا بن خير من حجّ و لبّى، انا بن من اسرى به الى المسجد الاقصى، انا بن من بلغ به الى سدرة المنتهى، انا بن من دنى فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى، انا بن من صلّى بملائكة السّماء، انا بن من اوحى الجليل اليه ما اوحى، انا بن محمّد المصطفى.»
هان اى مردم! هر كس مرا شناخت كه شناخت و بايد مسئوليت خويش را دريابد و هر كس نشناخت، اينك به دقت بشنود تا من خويشتن را، از نظر نسل و تبار و خاندان و موقعيت اجتماعى و معنوى و انسانى بيشتر و رساتر و روشنتر بر او بشناسانم.
هان اى مردم! من فرزند مكّه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم، من فرزند بزرگمردى هستم كه حجر الاسود را با عباى خويش جابجا كرد و بر سر جايش نصب فرمود.
من فرزند بهترين انسانى هستم كه جامه احرام بر تن كرده و بر گرد خانه خدا به