در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٩١ - سخنان شورانگيز پيامرسان عاشورا
ستايش از آن خداست كه پروردگار جهانيان است و درود خدا بر نياى گرانقدرم، محمّد ٦، و سلّم، آخرين پيام آوران و برگزيدگان بارگاه حق باد.
امّا بعد؛ هان اى مردم كوفه! هان اى نيرنگ بازان و پيمانشكنان! آيا بر ما و رويداد اندوهبارى كه براى ما پيش آمده است، گريه مىكنيد؟! اميد كه اشكهايتان هرگز نخشكد و شيون و فريادتان به آرامش نگرايد! وصف شما تيرهبختان بىوفا و پيمانشكن، بسان وصف آن زن بىخردى است كه رشتههاى خود را پس از تابيدن و آماده ساختن، دگرباره باز مىنمود و پنبه مىكرد! شما ايمان و باور دينى خودتان را بازيچه ساختهايد! شما مردم متزلزل و دنيا طلب، جز خودخواهى و خودستايى، لافزنى و گزافهگويى، خفّت پذيرى بردگان ددمنش و ذلّت زده، چاپلوسى كنيزكان تملّقباف، و كينهتوزى و سخن چينى دشمنان خيرهسر چه سرمايهاى داريد؟
شما به گياه و سبزهاى مىمانيد كه در دل لجنزارها مىرويد، و يا بسان نقرهاى هستيد كه به وسيله آن، گور سرد و خاموش مردگان را مىآرايند! بهوش باشيد كه با عهدشكنى و بريدن از حركت آزاديخواهانه و نهضت فكرى و فرهنگى و عقيدتى و اجتماعى و سياسى و اصلاحطلبانه و مسالمتجويانه و بشر دوستانه پيشواى آزادى و نجات، و همكارى و همراهى با دار و دسته استبداد و انحصار و يارى رسانى به قبيله شقاوت و خشونت و تاريك انديشى و ضد اصلاحات، براى سراى آخرت خويش بد كردار و عملكردى را فراهم آورديد كه به خشم خدا گرفتار خواهيد بود و در عذاب او ماندگار! آن گاه باران حقايق تفكر انگيز و سرزنشهاى عبرت آموز را براى دريدن پردههاى غفلت و فريب و انديشاندن حاضران و آيندگان اين گونه باراند كه:
أ تبكون و تنتحبون؟ اى و اللَّه! فابكوا كثيرا، و اضحكوا قليلا، فلقد ذهبتم بعارها و شنارها و لن ترحضوها بغسل بعدها أبدا، و أنّى ترحضون قتل سليل خاتم النّبوّة و معدن الرّسالة، و سيّد شباب أهل الجنّة، و ملاذ خيرتكم، و مفزع نازلتكم، و منار حجّتكم، و مدرة سنّتكم، ألا ساء ما تزرون، و بعدا لكم و سحقا.
آيا اينك پس از كشتن پيشواى آزادى و سرفرازى و به خاك و خون نشاندن همراهان و همفكران خداجو و اصلاح طلباش گريه مىكنيد؟ آيا اكنون ناله و