در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٦ - ٢ - نفى استبداد و زورمدارى
مىيازد؛ از اين رو كسى همانند من، با فردى همانند او بيعت نخواهد كرد.
٢- و در برابر فريبكارى يكى از مهرههاى كهنه كار استبداد كه او را به بيعت با رهبر رژيم اموى وسوسه مىكرد، فرمود:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ و على الاسلام السّلام اذ قد بليت الامّة براع مثل يزيد ....»
[١] ديگر بايد فاتحه اسلام و مسلمانى را خواند و با آن وداع گفت، آن گاه كه جامعه و مردم دچار زمامدار و رهبرى همانند يزيد گردند.
٣- و در برابر خير خواهى و چاره انديشى محمّد حنفيه فرمود:
«يا اخى! و اللَّه لو لم يكن في الدّنيا ملجأ و لا مأوى لما بايعت يزيد ....»
[٢] اگر در كران تا كران گيتى پناهگاه و نقطه امنى برايم پيدا نشود، باز هم با يزيد و نظام بيداد و فريب او بيعت نخواهم كرد.
و نيز در قربانگاه عشق در برابر تقاضاى دشمن، حسرت را بر دل آنان نهاد و خروشيد كه:
«اما و اللَّه لا اجيبهم الى شىء ممّا يريدون حتّى القى اللَّه و انا مخضّب بدمى.»
[٣] هان! بهوش باشيد! به خداى سوگند هرگز به خواسته ظالمانه آنان پاسخ مثبت نخواهم داد تا در حالى پروردگارم را ديدار كنم كه به خون خويشتن در راه او و نجات و آزادى بندگانش از بند بيداد رنگين شده باشم.
گفتنى است كه اين واكنش شجاعانه و تفكرانگيز در برابر بيعت خواهى زورمدارانه بدان دليل است كه رژيم اموى با اين كار، افزون بر همه جنايتها و حقكشىها و بدعتهاى رسوايش به نام دين، در حقيقت به سه بدعت بزرگ و رسوا نيز از حسين ٧ گواهى و امضا مىخواست:
الف) بدعت بزرگى چون به رسميّت شناختن رهبرى يك عنصر فاسد و خودكامه و سفاك و ناآگاه و مرزناشناسى چون يزيد در جامعه اسلامى.
ب) بدعت خطرناك به رسميت شناختن به كف گرفتن زمام امور جامعه با زور و
[١]- لهوف، ص ١٢.
[٢]- مقتل ابى مخنف، ص ١٥.
[٣]- مقتل الحسين، مقرّم، ص ٢٣٩.