در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٥٦ - پرتوى از مقام شكوهبار او
لب تشنه محاصره كردهايد؛ بياييد و به آنان آب دهيد كه فشار تشنگى قلب آنان را شعلهور ساخته است.
آخر شما با كدامين قانون و منطق، آن هم به نام دين انسان پرور خدا به اين انسان ستيزى و قانونشكنى ناجوانمردانه دست مىيازيد؟
فرمانده سپاه اموى كه در برابر منطق عباس پاسخى نداشت، سكوت را برگزيد امّا شمر گام به پيش نهاد و با خيره سرى و شقاوت بهت آورى نعره بر آورد كه: هان اى فرزند على! اگر كران تا كران زمين آب باشد و ما بر آن حاكم باشيم، تا دست بيعت به خليفه ندهيد قطرهاى از آن را به شما نخواهيم داد.
هنگامى كه عباس پاسخ شرربار و زورمدارانه شمر را شنيد و دريافت كه منطق و خرد و قانونگرايى و دعوت به حق در آنان اثر گذار نيست، به ناگزير به سوى فرات ركاب كشيد و با انبوهى از سپاه ظلمت و اختناق كه بر آب گمارده شده بودند، به جهاد و پيكارى دليرانه پرداخت.
او با شهامتى وصف ناپذير سازمان رزمى چهار هزار سواره و پياده نظام را در هم نورديد و در برابر بارانى از تير، با عبور از خطوط آنان وارد شريعه شد و از فشار تشنگى دست بر آب برد و كفى از آن برگرفت تا بنوشد، امّا با به ياد آوردن تشنگى حسين و خاندان و كودكانش آب را به نشان همراهى و همدردى با آنان بر روى آب ريخت و جان آراسته به ارزشها و والاييهاى خود را مخاطب ساخت كه:
|
يا نفس من بعد الحسين هونى |
و بعده لا كنت أن تكونى |
|
هان اى جان عباس! مىدانى كه پس از شهادت پيشواى آزادى، حسين چقدر زندگى بر تو گران است؛ مىدانى چقدر دردناك است كه تو بخواهى پس از او در اين فضاى تيره و تار نفس بكشى و زندگى كنى؟
نه، هرگز! به خداى سوگند كه اين كار و اين سبك، با دين و آيين من- كه دين وفا و صفا و همكارى و هميارى شجاعانه و عادلانه است- سازگار نيست.
آرى او در بحرانىترين شرايط اين گونه رسم برادرى به جا آورد و همدردى و همراهى و تعاون در نيكى و تقوا و عدالت و آزادى را رقم زد و بزرگمنشى و كرامت را تفسير نمود و نپسنديد در حالى كه حسين ٧ و خاندان و كودكانش در محاصره هستند و در فشار تشنگى، خود سيراب گردد.