در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢٣٧ - ١٧ - از حسين
١٧- از حسين ٧ دفاع خواهم كرد!
آن گاه روشنفكر آزاد انديش و حقجو و سردار نيك بخت تاريخ، «زهير» پيشگام جهاد و دفاع گرديد و پيشاروى سالارش حسين ٧ به پيكار با سپاه بيداد اموى پرداخت.
او در حالى كه دلاورانه با شب پرستان و حقستيزان روزگار مىجنگيد چنين مىگفت:
|
أنا زهير و أنا ابن القين |
اذودكم بالسيف عن حسين[١] |
|
من «زهير» هستم، فرزند شجاع «قين»، و براى دفاع از حسين ٧ پيشواى آزادى و نجات با اين شمشير آخته، با سپاه تجاوزكار يزيد پيكار خواهم كرد و از حسين با همه وجود دفاع خواهم نمود ....
درست در اين هنگام بود كه وقت نماز نيم روزى فرا رسيد و حسين ٧ به «زهير» و «سعيد حنفى» دستور داد تا پيشاپيش او و بخشى از ياران كه براى نماز ايستادهاند، صف بكشند تا آن حضرت نماز بخواند.
آنان در انجام فرمان، پيكرهاى خويش را سپر دفاعى ساختند و سالار شايستگان
[١]- اشعار حماسى و شورانگيزى را كه مجاهدان و رزمندگان دلير و پاكباخته در ميدان پيكار و به هنگام رويارويى با دشمن با صداى بلند مىخواندند، هم نشانگر شهامت و شجاعت و توانايى آنان در رويارويى با دشمن بود و آنان را قوّت قلب و ثبات قدم و استوارى و ايستادگى بيشترى مىبخشيد و هم نشانگر انديشه و عقيده و راه و رسم و خط فكرى آنان بود.
از اين رو نويسنده و محقّق و نيز پژوهشگر و مطالعهكننده نهضت دگرگونساز و آسمانى حسين ٧، هم مىتواند از اين نوع اشعار كه به« رجز» مشهور و معروفند درسها گيرد و هم در پژوهش و تحقيق خويش پيرامون انگيزهها و نيز علل و عوامل نهضت عدالتخواهانه عاشورا و ابعاد گوناگون آن راه جويد و حقايق تاريخى را از دل اين حقايق و اين قالبها بيرون كشد.
از اين اشعار شورانگيز و حماسى، هم ياران اصلاح طلب حسين ٧ دارند و هم خاندانش و هم خود آن گرامى، كه اگر بطور جامع و كامل استخراج و دسته بندى و ارائه گردد مجموعه جالبى خواهد بود و بسيار آموزنده.