در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ٢١١ - ٣ و ٤ - ما بر تنهايى شما اشك مىريزيم!
و در پيكارى سخت او را از پا در آورد و او در حالى كه سر را در راه حق و عدالت نثار كرده بود سر بر بستر شهادت نهاد.
از ويژگىهاى انسانى و دينى او اين بود كه بسيار نماز مىگزارد و ارتباطى گرم و دوستانه با خدا داشت و مرد دعا و نيايش و ياد حق بود و ساعاتى از شب را در محراب عبادت مىنشست و با شور و شعور خدا خدا مىكرد.
راستى كه براى اين جوانمرد پر شهامت و شجاعت چقدر شعر آن شاعر دمشقى زيبنده است كه گفت:
|
و برد صدر السمهرى بصدره |
ما ذا يؤثر ذابل في يذبل |
|
سردى سينه شمشير، در سينه او اثر نمىگذارد و حس عدالت خواهى و انتقامگيرى او را آرامش نمىبخشد، چرا كه تير و نيزه در يك پديده سخت اثر نمىنهد. و او آن گاه كه با شمشير عدالتخواهانهاش بر تاريكانديشان تجاوزكار يورش برد، به درياى مواج و بىكرانهاى مىماند كه تنها با يك جويبار خود، بر سپاه گرانى هجوم برد.
٣ و ٤- ما بر تنهايى شما اشك مىريزيم!
پس از شهادت آن مرد دعا و نماز، عبد اللَّه و عبد الرحمن غفّارى آماده دفاع از حق و عدالت و پيكار با سپاه ظلمت و بيداد شدند.
[آنان پيش از رفتن به سوى دشمن به حضور سالارشان شرفياب شدند و ضمن عرض سلام و اظهار ارادت تزلزل ناپذير و استوار خود به آن حضرت گفتند كه بسيار مايل هستند در راه اهداف والاى او و پيشاپيش آن حضرت تا سر حدّ شهادت در راه خدا جانبازى كنند.
حضرت حسين ٧ فرمود: درود بر شما، نزديكتر بياييد.
به آن حضرت نزديكتر شدند، در حالى كه از ديدگان اشك مىباريدند.
«فقال ٧: يا بنى اخى ما يبكيكما؟ فو اللَّه انّى أرجو أن تكونا بعد ساعة قريرى العين؟» حسين ٧ با دنيايى مهر و بزرگوارى فرمود: فرزندان برادرم! چرا گريه مىكنيد؟
به خداى سوگند من اميدوارم شما ساعتى بعد ديدگانتان روشن و نورباران گردد و