در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١٥٥ - سخنى با كاروانداران
خدا در كنار هم گرد خواهند آمد؛ چرا كه آنان مايه روشنى چشم پيامبر هستند و وعده و نويد او نيز در مورد جهانگستر شدن دين و آيين خدا و پيامبرش به وسيله آنان تحقّق خواهد يافت.
هان بهوش باشيد كه هر كدام از شما آماده است تا در راه آرمان بلند ما قطره قطره خون قلبش را ايثار كند و جان خويش را در راه شهادت و ديدار خدا نثار نمايد، بر اوست كه بار سفر ببندد و همراهى ما را برگزيند؛ چرا كه من به خواست خدا و در پرتو مهر و لطف او بامداد فردا حركت خواهم كرد.[١]
سخنى با كاروانداران
[آن شب كه سالار شايستگان آن سخنان جاودانه را با خاندان و ياران در ميان نهاد، آخرين شب توقّف آنان در مكّه و در كنار كهنترين معبد توحيد بود و درست همان گونه كه در پايان سخن فرموده بود بامداد آن شب به هنگامه سپيدهدم، كاروان حسين ٧ از قلمرو حرم خارج شد.] كاروان به راه خويش به سوى عراق ادامه داد تا به منزلگاهى به نام «تنعيم» رسيد و در آنجا حسين ٧ به كاروانى برخورد كه گروهى از شترداران آن، هداياى استاندار يزيد در «يمن» را به سوى شام مىبردند و از جمله آن كالاها و هدايا، زر و زيور، حلّههاى بافت «يمن»، پارچههاى گرانقيمت و ديگر كالاهاى گياهى و دارويى غارت شده از خزانه مردم بود.
حسين ٧ كالاهاى مورد اشاره را برگرفت و به شترداران فرمود:
«من أحبّ أن ينطلق منكم معنا الى العراق وفيناه كراه و احسنّا صحبته، و من احبّ أن يفارقنا من مكاننا هذا، اعطيناه من الكراء بقدر ما قطع من الطّريق.»
«هر كدام از شما دوست داشته باشد، مىتواند به همراه ما به سوى عراق بيايد و ما كرايه كاروان و شترانش را تا آنجا به او خواهيم پرداخت و در اين سفر از برخورد خوب و همراهى نيك ما نيز بهرهور خواهد شد، امّا هر كس هم دوست داشته باشد
[١]- گفتنى است كه اين سخن جاودانه از جمله در اين منابع آمده است: لهوف سيّد بن طاوس، ص ٢٥؛ كشف الغمّة، ج ٢، ص ٢٦؛ بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٣٦٦؛ مقتل الحسين، امين، ص ٦٣؛ اولين تاريخ كربلا، از همين قلم.