در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیر الأحزان) - ابن نما حلی - الصفحة ١١٦ - ١ - شير مردان«بنى حنظله»
مردم! در روزگاران چندان دور، گمراهگران و حاميان آنان چون: «صخر بن قيس»، شما را در روز «جمل» به رسوايى كشاندند و شما را به رويارويى با حق سوق دادند و از پدرش، على ٧، باز داشتند، اينك مىتوانيد با شهامت و درايت به جبران گذشته برخيزيد و با يارى رسانى به پسر گرانمايه پيامبر و پيشواى راستين صلح و آزادى، آن لكه ننگ را از دامان «بصره» بشوييد.
به خداى سوگند! اگر كسى از شما در يارى آن حضرت كوتاه بيايد و او را در جهاد عادلانه و نجات بخشش يارى نكند، خداى دادگر به كيفر كارش، خوارى و خفّت را در نسل و تبار او و بىبركتى را در عشيره و قبيلهاش قرار خواهد داد. اينك من پيش از همگان لباس جهاد بر تن كرده و زره پيكار برمىگيرم و هشدار مىدهم كه هر كس در مبارزه با ستم و به دست آوردن حقوق و آزادى خويش كشته نشود نيز، سرانجام خواهد مرد، و هر كس از مرگ پرافتخار هم بگريزد، نجات نخواهد يافت و در اين سرا ماندگار نخواهد گشت. پس شما اى مردم! مرا به شايستگى پاسخ دهيد و دعوت آزادى آزادىخواهانه و اصلاحطلبانهام را نيكو بنگريد كه خدا مهر و بخشايشش را بر شما بباراند.
واكنش مردم
گذشت كه «ابن مسعود» پس از دريافت نامه حسين ٧، سه گروه و سه قبيله را گرد آورد و با سخنانى شجاعانه و پرشور و هوشمندانه، ضمن بيان خبرهاى داغ روز، به روشنگرى پرداخت و آنان را به يارى حسين ٧ فراخواند. و اينك به واكنش آنان در برابر اين دعوت مىنگريم:
١- شير مردان «بنى حنظله»
اينان نخستين گروه از مخاطبان «ابن مسعود نهشلى» بودند كه با شنيدن سخنان شجاعانه و هوشمندانه او بپا خاستند و در پاسخ او گفتند:
هان اى ابا خالد! ما تيرهاى شكافنده تركش تو و سواران رزم آور عشيره و قبيله تو هستيم. اطمينان داشته باش كه اگر به وسيله ما تيرى بيفكنى و كسى را هدف قرار دهى، به هدف خويش خواهى زد و آن را از پا در خواهى آورد! و اگر به وسيله ما به پيكارى برخيزى، شاهد پيروزى را در آغوش خواهى كشيد و سرافراز خواهى