بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٧٠ - استنتاج
زيرا اگر انسان مىدانست چه وجود ارجمندى است، خود را اينگونه ارزان در معرض فروش قرار نمىداد.
شعر معروفى است منسوب به حضرت على ٧ كه در بيان عظمت انسان مىفرمايد:
|
أ تزعم انّك جرم صغير |
و فيك انطوى العالم الأكبر |
|
«آيا مىپندارى كه تو جرم كوچكى هستى؟ درحالىكه در تو جهان بزرگى است.»
|
و انت الكتاب المبين الّذى |
باحرفه يظهر المضمر |
|
«و تويى آن كتاب نمايان، كه با حروف آن نهانىها پيدا مىشود.»
|
مجموعه اسرار الهى ماييم |
لوح و قلم و حرف سياهى ماييم |
|
|
هرچيز كه مقصود تو باشد اى دل |
از خود بطلب كه هرچه خواهى ماييم[١] |
|
در مباحث گذشته، درباره «جايگاه ارزشى انسان از ديدگاه قرآن» مطالبى آورديم و اكنون به اين نكته مىپردازيم كه رسيدن به آن جايگاه در گرو اين است كه انسان نفس خويش را بشناسد. تا انسان پاسخ پرسش «من كيستم؟» را در درون خويش نيابد، به گنجينه عرفان الهى دست نمىيابد.
در روايت آمده است كه شخصى به نام «مجاشع» از رسول گرامى اسلام ٦ سؤال كرد:
«يا رسول اللّه كيف الطّريق إلى معرفة الحقّ فقال ٦ معرفة النّفس ...».
«يا رسول اللّه راه شناخت حق كدام است؟ حضرت فرمودند: شناخت نفس.»[٢]
بنابراين رسيدن به عرفان الهى از غير طريق نفس، چيزى جز اكل از قفا نيست.
*** در اين حكايت، مرد مال باخته، از آن دسته افرادى است كه گنج حقيقت را در
[١] - ديوان امير المؤمنين ٧ حرف« راء».
[٢] - بحار الأنوار، ج ٧٠، ص ٧٢