بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٦٢ - استنتاج
ولى چيزى كه هست توازن اين دو مقوله، يعنى پيرى و پختگى در افراد متفاوت است كه اين تفاوت را مىتوان به شرح زير تصور كرد.
١- پختگى به اندازه پيرى.
٢- پختگى بيشتر از پيرى.
٣- پختگى كمتر از پيرى.
٤- پيرى بدون پختگى.
آنچه مسلم است، دو گزينه اول امتيازى است كه دست يافتن به هريك از اين دو امتياز (بويژه گزينه دوم) نشاندهنده شايستگى برتر در استفاده بهينه از سرمايه گرانبهاى عمر است؛ چنانكه در مورد گزينه سوّم قضاوت بهعكس است. اما در مورد گزينه چهارم كه افراد اين گروه مورد نقد و انتقاد مولانا در اين حكايت قرار گرفتهاند، كسانى هستند كه گذشت زمان و روند عمر تنها توانسته شخص آنان را پخته سازد ولى شخصيت آنان همچنان ناپخته و كال باقى مانده است.
به تعبير مولانا: شخصيت اينان بعد از گذشت يك عمر به همان رنگى است كه در آغاز تولد بودند.
|
تو بر آن رنگى كه اول زادهاى |
يك قدم ز آن پيشتر ننهادهاى |
|
و به دوغ ترشى مىمانند كه اول بودند و مشك زندگى نتوانست روغنى از اينان بگيرد.
|
همچنان دوغى تُرش در معدنى |
خود نكردى زو مخلّص روغنى |
|
با اينكه عمرى به تنور دنيا چسبيدهاند، باز همچنان خمير باقى ماندهاند و شعلههاى تحوّلات عبرتانگيز روزگار نتوانسته شخصيت اينان را به عمل آورد.
|
هم خميرى، خُمره طينه درى |
گرچه عمرى در تنور آذرى |
|
و يا به گياهان بىارزشى مىمانند كه پاى در لجنزار غرايز نفسانى دارند و هر