بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٣٩ - استنتاج
مخرّبى كه بر جسم و جان انسان دارد، به خودى خود، حالت خوبى نيست ولى استفاده به موقع از اين وسيله ذاتى، چه بسا سبب نجات انسان از مهالك و مانع ورود او به كوچه بنبست زندگى است. بنابراين، مىتوان ترس را به دو قسمت كلى تقسيم كرد: «ترس مذموم» و «ترس ممدوح».
ترس مذموم، عبارت از ترسى است كه انگيزه عقلانى نداشته باشد، مثل ترس كودكان از تنهايى و تاريكى يا هر چيز ديگر. و اغواگرىهاى شيطان كه به صورت القائات بىاساس در انسان به وجود مىآيد:
إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ ....[١]
«اين فقط شيطان است كه پيروان خود را- با شايعات- مىترساند از آنها نترسيد.»
درحالىكه قرآن مىفرمايد:
فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ.[٢]
«هركس هدايت مرا پيروى كند هرگز ترس و جزئى به خود راه نخواهد داد.»
و ترس ممدوح عبارت از ترسى است كه انگيزه عقلانى داشته باشد، مثل ترس از گرفتار شدن در چنگال عدالت به خاطر قانونشكنى، تجاوز به حقوق مردم، حيف و ميل كردن بيت المال و ... ترس از مرگ و پىآمدهاى آن و مهمتر از همه ترس از خدا است.
قرآن در آيات بسيارى بندگان خدا را دعوت به ترس از خدا كرده است؛ بهطورىكه در جايى ايمان را در گرو ترس از خدا دانسته، مىفرمايد:
وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛[٣] «و از من بترسيد اگر ايمان داريد.»[٤]
و يكى از صفات مؤمن را مىفرمايد: (وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ»؛ «و از پروردگارشان مىترسند.»
[١] - آل عمران: ١٧٥
[٢] - بقره: ٣٨
[٣] - آل عمران: ١٧٥
[٤] - آل عمران: ١٧٥