بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٩٧
حكايت ٢٣٠/ صفحه ١٧١
|
اختيار است اختيار است اختيار |
حكايت شخصى كه بدون اجازه صاحب باغ وارد باغش شد و از ميوهها مىخورد. گاهى يك دليل حسى كاربرد صد دليل كلامى را دارد.
حكايت ٢٣١/ صفحه ١٧٥
|
بنده بودن هم بياموز و بيا |
حكايت درويشى كه در شهر هرات غلامان عميد خراسان را ديد و .... طبيعت منفعتجوى انسان اينگونه است كه انسان همواره بياد طلبهاى خود باشد و بدهكارىهاى خود را فراموش كند. تقسيم روابط افراد با جامعه.
حكايت ٢٣٢/ صفحه ١٧٩
|
از يكى كوزه دهد زهر و عسل |
هر يكى را دست حق عزّ و جلّ |
|
حكايت انتقاد مردم از مجنون در عشق ليلى. خير و شر و مباحثى در خصوص اين دو
حكايت ٢٣٣/ صفحه ١٨٣
|
اى خنك آن را كه ذات خود شناخت |
اندر امن سرمدى قصرى بساخت |
|
حكايت واعظ و مرد شوخى بنام جوحى. شرائط اثرگذارى سخن هدايتگرانه در مستمع.
حكايت ٢٣٤/ صفحه ١٨٨
|
آنكه صد ميلش سوى ايمان بود |
چون شما را ديد ز آن فاتر شود |
|
حكايت مسلمانى كه كافرى را در عهد بايزيد دعوت به اسلام كرد. وسط، حرف و مطالبى در خصوص اين دو.
حكايت ٢٣٥/ صفحه ١٩٣
|
چيست ايمان شما زرق و مجاز |
راهزن همچون كه آن بانگِ نماز |
|
حكايت مؤذنى كه با صداى زننده اذان مىگفت. دو گروه بيشترين ضربه را به اسلام زدند: دشمنان آگاه و دوستان نادان.