بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨٣ - استنتاج
حكايت ٢٩٨
|
ديو و مردم را ملقّن آن يكى است |
غالب از وى گردد ار خصم اندكى است |
|
مادرى به بچهاش نصيحت مىكرد كه: بچهجان! اگر در تاريكى شب، در مقابلت شبحى ديدى و يا اگر در گورستان و محلّى ترسناك، شبحى سياه ديدى، دل قوى دار و با شجاعت بر او حمله كن. اين كار تو سبب مىشود كه آن شبح پا به فرار بگذارد.
بچه به مادرش گفت: اگر مادر آن شبح نيز همين نصيحت را به او كرده باشد، آن وقت من به آن شبح حمله مىكنم او نيز طبق نصيحت مادرش به من حملهور مىشود، آن وقت تكليف من چيست؟
|
تو همى آموزىام كه چُست ايست |
آن خيالِ زشت را هم مادرى است |
|
|
ديو و مردم را مُلَقِّن آن يكى است |
غالب از وى گردد ار خصم اندكى است |
|
|
تا كدامين سوى باشد آن يَواش |
اللّه اللّه رُو تو هم ز آن سوى باش |
|
استنتاج
در شرح حال يكى از علماى گذشته شنيدم كه: وى در جوانى انسانى قوى و قدرتمند بود. روزى به قصد استحمام بغچه لباسش را زير بغل زد و روانه