بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٦٦ - استنتاج
|
اين بود آن لحظه كو خشنود شد |
من چه گويم چونكه خشمآلود شد؟ |
|
استنتاج
|
اى شيخ، برو مسأله عشق بياموز |
هرچند كه اين مسأله آموختنى نيست |
|
در جلد اول اين كتاب (در حكايت اول)، مطالبى درباره عشق آورديم و اينك به دنباله آن سخن، به مناسبت اين حكايت مىپردازيم:
سلوك طريق بر حقيق استكمال، يا با مركب «علم» است، يا با مركب «زهد» و يا با مركب «عشق».
اين سه مركب هريك با ويژگىهاى خاص خود مىتوانند راكب خود را به سرمنزل مقصود برسانند ولى فرقى كه ميان «علم و زهد» يك طرف و «عشق» از طرف ديگر وجود دارد، اين است كه:
١- تحصيل علم و زهد اختيارى است، درحالىكه تحصيل عشق اختيارى نيست و عاشق بدون اينكه بخواهد عاشق مىشود.
٢- تحصيل علم و زهد اكتسابى است، درحالىكه عشق خودجوش است و نيازى به آموزگار و مراد ندارد.
٣- علم و زهد بدون چاشنى عشق، نمىتوانند عالمپرور و زاهدساز باشند، در حالىكه عشق مىتواند بدون كمك علم و زهد عاشقپرور باشد.
٤- در شكلگيرى و شكوفايى علم و زهد عقل نقش بسزايى را ايفا مىكند درحالىكه در شكلگيرى عشق، نه تنها عقل دخالتى ندارد بلكه ميان عقل و عشق تباين كلّى است.
٥- علم و زهد آب است و خاموشكننده، مسكّن است و تسكيندهنده، ولى عشق آتش است و سوزاننده، موج است و بنيانكن!